ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
257
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) صفيه دختر عبد المطلب شش هزار درم مقرر داشت و براى اسماء دختر عميس و ام كلثوم دختر عقبه و مادر عبد الله بن مسعود هر كدام هزار درم مقرر داشت ، و هم گفتهاند كه براى زنان مهاجر هر يك سه هزار درم مقرر داشت . همچنين دستور داد هزينهء خوراك عائلهء مردم بالاى مدينه هم پرداخت شود و عثمان براى آنان هزينهء لباس را هم پرداخت كرد . عمر براى نوزادان پسر صد درم مقرر مىداشت و چون بزرگتر مىشد دويست درم مىپرداخت و چون به بلوغ مىرسيد بر آن مبلغ مىافزودند ، و هر گاه كودك سر راهى مىآوردند يكصد درم براى او مقرر مىداشت و هزينهء خوراك را هم ماهيانه به كسى كه سرپرستى او را بر عهده مىگرفت مىپرداخت . و سال به سال آن را مىافزود و در مورد آنان به خير و نيكى سفارش مىكرد و هزينهء شيرخوارگى و پرداخت اجرت دايه و ديگر هزينههاى آنان را از بيت المال مىپرداخت . واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن سبرة ، از محمد بن زيد نقل مىكند * ديوان مردم حمير به روزگار عمر مشخص بود . واقدى از حزام بن هشام كعبى ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * عمر بن خطاب را ديدم كه شخصا دفتر و ديوان خزاعه را حمل مىكرد و در منطقهء قديد فرود مىآمد و سهم تمام بانوان را هم خودش پرداخت مىكرد و چون نزديك غروب مىشد ، مىرفت و در منطقهء عسفان منزل مىكرد و آن جا هم همچنين پرداخت مىكرد ، و اين كار را تا هنگام مرگ ادامه داد . واقدى از عبد الله بن عمر عمرى ، از جهم بن ابى جهم نقل مىكند خالد بن عرفطه عذرى پيش عمر آمد [ اين شخص از فرمانداران عمر است ] . عمر احوال مردم را پرسيد . گفت : اى امير مؤمنان مردم را در حالى ترك كردم كه از خدا مىخواهند از عمر آنان بكاهد و بر عمر تو بيفزايد ! هر كس در قادسيه بوده دو هزار درم يا هزار و پانصد درم مقررى ساليانه مىگيرد و هر نوزادى هم كه متولد مىشود براى او صد درم و دو جريب خوراكى ماهيانه تعيين مىشود و هر پسرى كه به حد بلوغ برسد پانصد تا ششصد درم دريافت مىدارد و هر گاه اين شخص به خانوادهاى برود برخى هزينهء خوراك دارند و برخى ندارند و به هر حال هزينهاش پرداخت مىشود . عمر گفت : خداوند يار و ياور است حق آنهاست به آنان بپرداز و من از پرداخت به آنان خوشحالترم از گرفتن از ايشان ، ضمنا مرا هم بيهوده ستايش مكن كه اين اموال اگر از خطاب بود شما آن را نمىداديد ، در عين حال مىدانم كه از اموال آنان